چقدر بعضی از این بچه ها بی ظرفیت و عقده ای هستن...![]()
امروز ظهر قرار بود با دوستم بریم خونه...
سر راه خیلی گرممون شد و مدرسه ی مامانم سر راهمون بود من بهش گفتم بیا بریم مدرسه مامانم آب بخوریم![]()
همیشه دم در مدرسشون کیفاشونو میگردن بعد دوستم با پر رویی به بچهه گفت مامانش(یعنی مامان بنده) تو مدرسس؟!
در صورتی که مامانم امروز خونه بود ...
خلاصه با کلی مسخره کردنش رفتیم تو بعد چون عجله داشتیم سریع رفتیم قسمت آبخوری معلما؟!
چون من میدونستم اونجا از همه جا تمیز تره و بو نمیده؟؟؟؟؟؟؟
همین که ما آبو باز کردیم یه چندتا از این بچه های پاچه خوار مدیر اومدن سراغمون؟؟؟؟
گفتن:اینجا چیکار میکنین؟
من چون تا به حال یه بچه فزرتی (درست نوشتم؟؟) مثل اون باهام این جوری صحبت نکرده بود ؟؟؟
میخواستم بیگیرم قد خ.ر بزنمش ...
ولی خودمو کنترل کردم.
گفتم:به تو چه؟
بعد دیدم رفت اولش فکر کردم روش کم شده!ولی دیدم رفت به دوستش گفت بعد اونم رفت به مدیرشون گفت؟؟؟؟؟
منم دیدم اوضاع داره بیریخت میشه به دوستم گفتم:پاشو بریم الان شر میشه؟!
سریع اومدیم از اون مدرسه بیرون؟!
دوستم که خیلی ترسیده بود منم که داشتم تمام این مدت بهش میخندیدم.
اون میترسید که ناظمه بیاد سراغمون ولی من بهش میگفتم:
اگرم بیاد من میشناسمش؟!فوقش یه سلام و احوال پرسی میکنیم ردش میکنیم بره؟!
ولی دوستم داشت سکته میکرد؟؟؟؟
خیلی قیافش خنده دار بود...
چشاش ۴ تا شده بود از این سرعت بالای خبرچینی تو مدرسه و تعدد پاچهخواران باعث تعجت بیشتر ما شده بود؟؟؟؟
ولی من تا یه ساعت بعد داشتم به دوستمو حرفای دختره میخندیدم...
سلام به دوستای گلم
چطورین؟
من که خوبم (برای اولین بار)
اصلا این چند روز حالم خوب نبود ولی خدارو شکر امروز یکمی حالم خوب شد .
ولی امروز یه روز خوبه که قراره من ادامه ی تولد نجینی رو که قولشو داده بودم رو تموم کنم...
البته برای اینکه این همه دیر شد اول از نجینی بعدشم از شما عذر خواهی کنم؟!
ببخشید که خیلی دیر شد میدونم باید همون روز آپ میکردم...
ولی یکم دیر شد حالا شما به گندگی خودتون ببخشید؟!
خوب حالا بیا تو تـــــــــــــــــــولــــــــــــــــــــــــــــــد...
نجینی نجینی
میخونیم با دلی شاد
اینم کادوی جشنت
تولدت مبارک
دلت شاد و لبت خوش چو گل پر خنده باشی
دیرین دی دی دین دی دین ....
خوب دیگه ادامشو بلد نیستم...
خوب دیگه نمیدونم چی بگم ولی خیلی خوشحالم که دوستی مثل نجینی دارم .
خیلی لحظه ها که از خیلی افراد انتظار کمک یا هم دردی داشتم یه دوست خوبی مثل نجینی خیلی بهم کمک میکرد.
تو چنین روزی یعنی روز تولد تو بهترین روز 2 نفربود که خیلی دوست داشتن یه دختر خوشکل و بامزه داشته باشن اون موقع فقط 2 نفر خیلی خوشحال بودن ولی الان کلی آدم خوشحالن که آدمی مثل تو به دنیا اومده و فرصت اینو پیدا کردن که دوستش باشن به خاطر همین حالا ما جشن میگیریم تا این فرصت رو از خدا سپاس گذار باشیم که تو یه سالی چنین گلی رو بوجود آورد و از همه مهم تر فرصت اینو بهمون داد تا دوستش باشیم.
خیلی دوست دارم نجینی
شاید حالا بخندی و بگی اصلا بهم نمیاد که چنین حرفایی رو بگم ولی این حرفایی بود که 4 سال تو قلبم نگهشون داشتم و میدونم رفتارم طوری بوده که این حرفا به من نمیاد ولی خیلی دوست داشتم این حرفارو بهت بزنم ولی شاید فرصتش پیش نیومده یا روم نشده بهت بگم ولی این چیزایی که گفتم تمامش چیزایی بود که تو قلبم نگهشون داشتم.
همین...
دیشب تولد نجینی بود یه تولدی گذاشت واقعا جاتون خالی خیلی حال داد...![]()
واقعا تولد خوبی بود...با اینکه تعدادمون کم بود ولی خیلی بهمون خوش گذشت؟!
من با این دوستم ۴ ساله با هم دوستیم و دران خوبیرو باهم گذروندیم واقعا من باهاش راحت بودمو و همه ی حرفامو بهش میزدم بهترین دوستمو و کسی که تو تمام حالتام پیشم بود همین نجینی گل بود.
خیلی دوسش دارم شاید بهش نگفته باشم ولی از ته قلبم دوسش دارم.
تا حالا شاید دونسته باشه که من آدمی هستم که سخته برام ابراز احساسات و اگر بخوام ابراز بکنم شاید روم نشه یا نتونم دوستیمو تو کلمات خلاصه کنم ولی واقعا همیشه تو قلبم جا داشته و داره و هیچ وقت یادم نمیره.
حالا که دیشب تولدش بود میخواستم بهترین چیزو براش بگیرم ولی بنا به دلیلی که ایشونم میدونه نتونستم ولی جبران میکنم.
ادامه دارد...
بخدا خجالت میکشم بنویسم؟!![]()
این چند روز که نبودم اینترنتم قطع بود الانم وصل نشده؟!
ولی با تلفن خونه وصل شدم...
انقدر دلم براتون تنگ شده بود![]()
انقدر لحظه شماری میکردم یه روزتعطیل بشمو بیام پیشتون؟!
امروزانقدر ذوق کردم که داشتم میومدم بالا؟!
اصلا از اول مهر همه چیز بهم ریخت ولی با شما که بودم همه چی راحت گذشت![]()
ولی الان که نمیتونم بیام خیلی اعصابم خورده...
خیلی دوست داشتم باهاتون درد دل کنم...
خیلی دوست دارم هر چه سریع تر این اوضاع درست بشه و دوباره بیام.
از اونایی هم که گفته بودن بیام خیلی ممنونم که اومدن و خیلی عذر میخوام که نیومدم ولی انشاالله جبران میکنم.
راستی جمعه تولد نجینیه؟!
میدونم شاید خیلی از شما نشناسینش ولی دوست خیلی خوبیه برام یعنی یکی از دوستای گل قدیمیمه
الان نزدیک به ۴ ساله که باهاش دوستم.![]()
البته دخترهااااااااااااااااا ؟! فکرای بد نکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
من از اوناش نیستم؟!![]()
حالا جمعه تولدشه میخوام براش تو کلبه ی کوچیکم تولد بگیرم؟!
و شما دوستای گلمم دعوت میکنم...
خیلی دوست داشتم میلیم بودو نظر میداد ولی خوب چه میشه کرد؟!![]()
خدا همه ی هکرارو ....کنه؟!
![]()
الاهی آمین![]()
![]()
خوب شما همتون گلید و با شما دیگه کمتر به نبودن دوستای خوب دیگه فکر میکنم؟!
ولی جای تک تکتون تو قلب کوچیکمه ![]()
ولی بازم خیلی عذر میخوام که نیومدم این چند روز![]()
![]()
![]()
ولی میخوام برای تولد نجینی از شما یه کمکی بگیرم که بازم مثل تولد داداش عزیزم همیشه مست عکس و از این جور چیزا بذارم یا یه چیز دیگه؟؟؟؟
ممنون میشم دوباره کمکم کنید؟!
مثل همیشه خجالتم میدین با نظراتت قشنگتون.
ولی از این به بعد همیشه بهتون سر میزنم .
خیلی دوستون دارم ![]()
خدافظ![]()
![]()
سه جمله برای کسب موفقیت:
بیشتر از دیگران بدان.
بیشتر از دیگران کار کن.
کمتر از دیگران انتظار داشته باش .
امیدوارم حالتون خوب باشه؟!
تو چند پست قبل اگه یادتون باشه گفتم هرکی اول بشه بگه تا هر کسی دوست داشت براش بزارم؟؟؟؟
حالا بعد از مدتها یکیتون به این شرط عمل کرده و میخواد براش عکس های عاشقانه بزارم؟!
آقای امید این درخواستو کردن...
خیلی خوشحال شدم و گفتم حتما براشون این کارو بکنم ؟!
حالا این عکسارو تقدیم میکنم به دوتا عاشق به اسم امید و پوران و تمام عاشقای دنیا![]()









مخصوصا داداشی گلم(هیشه مست) که ۱ مهر تولدش بوده و من خبر نداشتم.![]()
از همین جا رسما ازش عذر خواهی میکنم چون مثل برادرم دوسش دارم.![]()
ولی از همون زمانی که فهمیدم انقدر خوشحال شدم که از سال دیگه خدا خدا میکنم که اول مهر بشه و
من برای داداش گلم یه جشن حسابی تو وب بگیرم.
و از سال دیگه اصلا ناراحت اول مهر نمیشم.![]()
ولی داداشی با اینکه میدونم شاید ناراحت بشی که من اینجا براتون جشن گرفتم ولی خیلی دوست داشتم برا داداش گلی مثل شما چنین کاری رو نکنم.
ولی انشاالله که ناراحت نشین![]()
![]()
خوب حالا بریم سر اصـــــــــــــــــــــــــــل مطـــــــــــــــلـــــــــــــب![]()
![]()
![]()
تولد تولد تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی ![]()
![]()
![]()

اینم کادوهای تولدت داداشی جون

توی یه چنین روزی یعنی دقیقه 26 سالو 1 روز پیش فرشته ها گریه میکردن که بهترین فرشته ی دنیا داره از دستشون میره و به زمین میادو قاطی این آدما میشه و خیلی براشون سخت بود که بهترینشنو دارن میدن به دست این دنیا.اونا نگران بودن که فرشتشون خوی انسانی بگیره و فرشته کوچولوشون بشه یه انسانی مثل همه ی انسانای دیگه خشک و خشن بشه...
حالا ماچنین روزی رو جشن میگیریم تا به فرشته ها بفهمونیم که ما قدر این فرشته ی عزیزو میدونیمو
انقدر نگرانه فرشتشون نباشن که هنوز هنوزه خوی انسانی نگرفته و هنوز همون فرشته کوچولو باقی مونده...
ومن خوشحالم که چنین کسی رو به عنوان داداشم میشناسم.
پس...
![]()
![]()
![]()
داداش جون تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
حالا نوبت چیه...؟؟؟
.
.
.
.
.
کیک تولد....
اینم کیکت

اول فوتش کن بعد با دستای مهربونت ببرش.
کیک خوشمزه ایه دهنم آب افتاد.![]()
الان چایی هم میارم که باکیک بخوریم...

اینم چایی حالا بخوریم؟!![]()
خوب گلی تولدت مبارک الاهی صدها سال زنده باشی و همیشه مست.
خوبین
از چند شب پیش تا الان حالم یکم بهتر شده ولی بازم حال هیچ کاری رو ندارم.
این چند روزه خیلی خسته شدم...
تازه چد روز دیگه هم باید بریم مدرسه...؟!
خیلی بدم میاد ...حالا چجوری برم؟؟؟
انگار دارم میمیرم؟!
خیلی خسته شدم
دوست دارم یه دل سیر گریه کنم و خودمو خالی کنم ولی بهانش گیر نمیاد؟!
دوست دارم برم یه جا تو یه جنگل داد بزنمو خودمو خالی کنم و دوست دارم...
خیلی کارارو دوست دارم انجام بدم اما حیف که نمیشه!
نمیدونم چرا ولی انگار یه بغضی تو گلومه ولی نمی ترکه؟!
...
بچه ها امروز حالم بده ولی فردا براتون بیشتر میگم...
راستی فردا اول مهره به همه ی بچه هایی که میرن مدرسه تسلیت عرض مینماییم.![]()
خیلی از مدرسه بدم میاد دیگه حوصله درس خوندنو ندارم با اینکه سال آخره ولی اصلا حوصله ندارم.![]()
با اینکه با دوستام خیلی حال میده ولی از خود درسام بدم میاد![]()
![]()
![]()
بازم تسلیت ما را در غم خود شریک بدارید.![]()
![]()
![]()
بای![]()
![]()
![]()
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟!
امشب داشتم تو گوگل میچرخیدم ییهو چشم خورد به وصیت نامه ی کوروش بزرگ من که خیلی دوسش دارم شما چی...؟![]()
خوب برا دست گرمی وصیت نامشونو آوردم
«فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگي نزديك گشتهام. من آن را با نشانههاي آشكار دريافتهام.وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكي، جواني و پيري بختيار بودهام. هميشه نيروي من افزون گشته است، آنچنانكه هم امروز نيز احساس نميكنم كه از هنگام جواني ناتوانترم. من دوستان را به خاطر نيكوييهاي خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام.زادگاه من بخش كوچكي از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز ميگذارم. در اين هنگام كه به سرای ديگر ميگذرم، شما و ميهنم را خوشبخت ميبينم و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند.بايد آشكارا جانشین خود را اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نابساماني روي ندهد. من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست ميدارم ولي فرزند بزرگترم كه آزمودهتر است كشور را سامان خواهد داد.فرزندانم! من شما را از كودكي چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجيه، مپندار كه عصاي زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یکرنگ براي پادشاه عصاي مطمئنتري هستند.هر كس بايد براي خويشتن دوستان يكدل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاري به دست نتوان آورد.به نام خدا و نیاکان درگذشتهي ما، اي فرزندان اگر ميخواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.پيكر بيجان مرا هنگامي كه ديگر در اين گیتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهاي نغز و زيبا ميپرورد آميخته گردد.من همواره مردم را دوست داشتهام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكي كه به مردمان نعمت ميبخشد آميخته گردم.هماكنون درمی یابم که جان از پيكرم ميگسلد ... اگر از ميان شما كسي ميخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامي كه روي خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند، حتي شما فرزندانم.از همه پارسيان و همپیمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند.به واپسین پند من گوش فرا داريد. اگر ميخواهيد دشمنان خود راتنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد.خداحافظ پسران گرامی و دوستان من، خدانگهدار.پس از اين گفتار، كورش بزرگ روي خود را پوشاند و درگذشت.![]()
خوب امیدوارم که وصیتاشو بفهمیم و بهشون عمل کنیم.
من خودم خیلی کوروشو دوست دارم.![]()
داخل یکی از کتابای تاریخی میگفتن در زمان پادشاهی کوروش مردم ثروتمند بودن.
حتی انقدر طلا داشتن که سر در خونه های قدیمی زمان کوروش و داریوش جای خالی طلا پیدا کرده بودند.
یعنی اینکه سر در خونهاشون طلا میزاشتن.![]()
من الان اگه غیب شم دوست دارم برم زمان کوروش زندگی بکنم.
میگن زمان هخامنشیان به زنان خیلی اهمیت میدادن.طوری بوده که در نقاشی های روی دیوار قصراشون به نشانه ی تکریم زن عکس یه زنو میکشیدن با چند نفر که داره بادش میزنه.
(ولی بخدا اینو تو تلویزیون شبکه ۱ نشون داد.)
البته همه ی حرفام واقعیه و دلیلی نداره دروغ بگم چون انقدر ایران تمدن داره و انقدر با شکوهه که نیاز به گفتن نداره ولی من وجدانا وقتی فرهنگ کشورای دیگرو میبینم بین همه ما فرهنگمون از بقیه بالا تره
و با تمدن تریم.![]()
شاید بگیم ایران بده یا عقب موندس ولی وقتی تمدنشو نگاه میکنی و عظمتو شکوهشو نگاه میکنی به خودت افتخار میکنی که ایرانی هستی.![]()
وگر نه آمریکا یا اروپا اصلا تمدنشون مثل ما انقدر که قدمت نداره.![]()
خوب باز رگه ایرانیم گل کرد خوب دوستای گلم...
ایران هستی جیجر شدی
مثل یه دسته گل شجی.
شاعر: zizi